۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

من خوبم ... می دانم که نمی توانید ببینید که همه ما چه خوب و سر حالیم ... ما همه خوبیم حتی آن هایی که خون پر شده ای در گلو دارند و دیگر نفس هم نمی کشند ... ما خوبیم حتی دوستی که از دست شما به نا کجا اباد سفر کرده است ... ما خوبیم حتی اگر موبایل هایمان را خاموش کرده باشیم و دستمان پر باشد از خط تلفن های ایرانسل ... ما خوبیم حتی اگر کتف دست راستمان به زور بالا بیاید ... ما خوبیم حتی اگر از ترس دستگیری های پیاپی شما ، با ترس تردد کنیم ... ما خوبیم حتی اگر از ترس دست و پایمان به لرزه افتاده باشد ... ما برای این خوبیم که با تمام این بلاهایی که سرمان آوردید ... زدید ... کشتید ... بردید ... دزدیدید ... ترساندید ... لرزاندید ... هنوز هم پا به پای هم بر روی حق و حقوقمان ایستاده ایم ... هر شب صدای فریاد از پشت بامها بیشتر می شود ... هنوز هم با هم هستیم ، حال هم را می پرسیم ، در غم هم شریک می شویم ، به یکدیگر تسلیت می گوییم ... این یک حرکت خودجوش مردمی ست ... ما خوبیم ... ما خوب می مانیم ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر