۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

دبیر کل

دیشب خواب دیدم محسن میردامادی آزاد شد ... منم فقط می خندیدم ... صبح با لبخند از خواب بیدار شدم ... به زی زی میگم حالا چرا از این همه، دبیر کل ؟ میگه آخه اگه اون بیاد بقیه هم میان ... امروز همش بغض داشتم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر